داستان بكن بكني | روزتم دانلود

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان بكن بكني

داستان بكن بكني

داستان بكن بكني
 

1 . داستان بهشت قسمت دهم | داستان های بدون سانسور
‎23 جولای 2010 … اووووف بکن… بکن که دارم حال میکنم….. این کوس مال توئه!….. محسن جون خودت خوب https://beautyshining.wordpress.com/2010/…/داستان-بهشت-قسمت-دهم/میدونی هرمردی که برای اولین باربتونه یک زن شوهردار رابه این خوبی از جلو ارضاء کنه
دیگه اون زن مال اونه حالاهم چون تواولین کسی هستی که تونستی منوازجلو به این خوبی
ارضاء کنی دیگه همه وجودم مال توئه!…… البته امیرجون جای خودش …
 

2 . Google Reader
‎اسم من ابی و میخوام قصه سکس خودم با زندایی عزیزم وبراتون بگم راستش حال کردن من hotgram1.filmiro.com/…/d55c5126-aed3-4c6e-9b1f-1b4d2e28f32f.htmlبا زندایی که اسمش لویزاست به زمانهای دور دوران راهنمایی برمیگرده ولی اولین سکس
کامل من با ایشون به دروان سربازی وبهترین وکاملترین سکس رو همین موضوعی که
میگم رو میدونم ماجرا از اونجا شروع شد که من در مرخصی بودم و حسابی توکف یه کوس
توپ …
 

3 . خاطرات دختر مشهدی پیشنهاد میکنم این داستان زیبا رو – کلوب
‎13 مارس 2013 … خاطرات دختر مشهدی پیشنهاد میکنم این داستان زیبا رو بخونیدتو یه خانواده پر جمعیت
به دنیا اومدم من بودم و 3 تاخواهر و 1 برادر ! یه خونه داشتیم که فقط می تونست جای خواب
ما رو تامین کنه و همین هم از دایی پدرم بهش ارث رسیده بود و اگر اون فرزند داشت این خونه
رو هم نداشتیم ! من بچه چهارم بودم ! اول داداش ناصرم بود بعد آبجی …
 

4 . داستان سکس معین با زری | داستان سکسی
‎14 جولای 2010 … گفت آره بابا بكن توش. كیرم خیلی سخت نرفت تو ولی راحتم نرفت با یه كم فشار https://iranaks.wordpress.com/2010/07/…/داستان-سکس-معین-با-زری/نصف كیرم رفت تو كونش گفت یه كم صبر كن بذار كونم عادت كنه. خبره كار بود منم
صبر كردم تو همون حالت با پستوناش بازی می كردم گفت در بیار دوباره بكن منم گوش
كردم اینبار كیرم تا ته تو كونش جا رفت بعد خودش شروع كرد حركت كردن …
 

5 . باسلام
‎باسلام من سروش هستم ١٥ ساله داستان از اونجايي شروع شد كه ما براي تفريح رفتيم https://ok.ru/group/54831980085263/topic/66460719783951خونه خاله ثريا خاله ثريا يه زن ٣٠ ساله با پستون هاي گنده و كون گنده هست و خيلي هم …
و همشو خورد و گفت اخيش بعدش گفت خاله كيرتو بكن توي كسم منم كردم توي كسش
ابمو ريختم توي كسش بعدش كه سكسمون تموم شد دوباره كه ميشد سه ماه بعديه سكس
ديگه …
 

6 . سكس خانوادگي – Google Groups
‎1 سپتامبر 2008 … براي همين خنديدم وگفتم:پس لخت كن تا منم بكنم تو كونت.بيژن سريعتراز اونچه https://groups.google.com/d/msg/3ex_3ex/…/RRDDnwKJl7kJفكرشو ميكردم شلوارشو كشيد پايين وكونشو به طرف من گرفت وگفت:بيا بكن.
دوزاريم افتاد كه آقاكون تشريف دارند.راستش من از كردن كون پسرها متنفرم وخيلي از
همجنس بازي بدم مياد.براي همين دعواش كردم و گفتم:شلوارشو بپوشه.اونم ترسيد …
 

7 . داستان سکس عمه | Nicesexs’s Blog
‎22 جولای 2010 … این داستان بر می گرده به تابستان ۸۶ ، اول بذارین یکم از خودم بگم.ما یه خانواده ای https://nicesexs.wordpress.com/2010/07/22/داستان-سکس-عمه/هستیم پر جمعیت البته بیشتر از نظر فامیلی. من اونموقع ۲۰ سالم بود. خونه ی
بزرگی داریم با یه حیاط گنده. ما هر سال تابستونا تو حیاط خونمون رب درست می کنیم.
یا هر کدوم از فامیل…
 

8 . من و منشی شرکت-داستان سکسی | عکس کس,کس,داغ,سکسی,سکس,خفن …
‎28 ژانويه 2010 … بهش گفتم رو ميز دولا شو مي خوام بكنم . روي ميز خوابيد طوري كه پاهاش رو زمين بود من https://feengly.wordpress.com/…/من-و-منشی-شرکت-داستان-سکسی/رفتم عقب اول يه خورده با دست ماليدم كيرم رو گذاشتم لاي پاش و ماليدم به كسش . آه و
ناله ش بلند شده بود گفت زود باش بكن تو زود باش ديگه … منم كيرم رو محكم فشار دادم
تو كسش يه دفعه داد زد آه آه من دستم رو گذاشته بودم رو كونش و عقب و …
 

9 . آرش و مادرزن! | داستان سکسی
‎24 ا کتبر 2007 … بعد از دو سه دقیقه، پاهاشو باز کرد و گفت: «حالا بکن تو کوسم. تا ته بکن» کیرمو https://dastanesexy.wordpress.com/2007/10/24/arashvamadarzan/گذاشتم رو کوسش یه کم مالوندم. اومدم که یه ذره بکنم تو و یواش یواش تا ته برم که با
پاهاش محکم منو هل داد جلو و با یه ضربه تا ته رفت تو کوسش. یه داد کشید. آخه هرچی
باشه به گفته خودش کیر من دو برابر شوهرش بود و داشت جر می خورد.
 

10 . خواهر زن و باجناق | داستانهای قشنگ و زیبا
‎15 مارس 2008 … باجناقم کیرشو گرفته دستش می خواد بکنه اون تو. رفتم جلو کمی از آب دهنم رو زدم به https://dastans3x.wordpress.com/2008/03/15/خواهر-زن-و-باجناق/کیرش. این کارم باعث شد خواهرزنم بلرزه. داد زد : زود باش کیر تو بذار تو دارم می میرم
 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS